تبليغاتX
 پیامک ، میلاد امام رضا (ع)
شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها

----------------------------

اي پسر فاطمه، نور هدي
سبزترين باغ بهار خدا
با تو دل از غصه رها مي شود
پاکتر از آينه ها مي شود
اي گل گلزار خدا، يا رضا
آينه ي قبله نما يا رضا
...
ميلاد هشتمين امام، هفتمين قبله و دهمين کشتي نجات
آقا امام رضا (ع) بر شما مبارکباد.

----------------------------

حریمت قبله ی جانم/ بود حب تو ایمانم
تو را هر لحظه می خوانم/ رضا جانم، رضا جانم
منم مست ولای تو/ گدایم من گدای تو
نهادم سر به پای تو/ رضا جانم، رضا جانم
...
میلاد نور مبارک

----------------------------

السلام اي حضرت سلطان عشق
يا علي موسي الرضا اي جان عشق
السلام اي بهر عاشق سرنوشت
السلام اي تربتت باغ بهشت
---
ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا-ع مبارک.

----------------------------

امام رضا-ع:
خداوند، پر حرفي و تلف کردن ثروت و اظهار نياز کردن
زياد از همنوعان را دشمن مي دارد.
...
ميلاد شمس الشموس، خسرو اقليم طوس، شاه انيس النفوس،
برشما و خانواده ي گراميتان، تبريک و تهنيت.

----------------------------

دوباره بال وپر پروازم درآمد
دوباره عشق سویم با سر آمد
گشتم کبوتر تا دیار خانه زادی
تنها همین کار از دل عاشق برآمد
قصد زیارت کردم و اوجی گرفتم
روحی مرا در چار چوب پیکر امد
دور حرم چرخی زدم دیدم برای
جارو کشیدن جبرئیل شهپر آمد
بستم دخیلم را به یک جسم مشبک
گویا صدایی از دل آهن بر آمد
خوش آمدی ای زائر شوریده حالم
دلتنگ تو بودم در آفاق خیالم

----------------------------

به گوش دل ندا آمد، که يار دلربا آمد .... به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمد
خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذيقعده ... که آمد بهترين بنده، رضا آمد ، رضا آمد

----------------------------

نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند
مردم صداي آمدنت را شنيده اند
زيباتر از هميشه شده آستان تو
آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند
...
ولادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، آقا امام رضا عليه اسلام مبارکباد.

----------------------------

کاش من يک بچه آهو مي شدم
مي دويدم روز و شب در دشتها
توي کوه و دشت و صحرا روز و شب
مي دويدم تا که مي ديدم تو را
...
بهترين شادباش ها تقديم به شما،
بمناسبت ميلاد امام علي بن موسي الرضا(ع)

----------------------------

زآستان رضا سرخط امان دارم
رخ نیاز بر این پاک آستان دارم
اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل
همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم
ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم
درین چمن به صد امید آشیان دارم

---------------------------------------------

عشق یعنی اشک توبه در قنوت،
خواندنش با نام غفار الذنوب
عشق یعنی چشمها هم در رکوع،
شرمگین از نام ستار العیوب
عشق یعنی سر سجود و دل سجود،
ذکر یارب یارب از عمق وجود

-----------------------------------


مرا طلای گنبد تو بی قرار می‌کند
کسی مرا به دوش ابرها سوار می‌کند
خیال می‌کند که دیدن تو قسمتش شده
همین کسی که دارد از خودش فرار می‌کند   

-----------------------------------------------------------









|+| نوشته شده توسط نرجس در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 7:48 بعد از ظهر  
 التماس دعا
سلام 



به به  انگار خبری نیست  بی خیال دل من خیلی بزرگه  اگه خودم کوچیکم



بچه ها خواهش واسه سلامتی یه کوچولو به اسم دانیال  دعا کنید 



مرسی گلی ها بوس بوس بوس



یا علی بای

|+| نوشته شده توسط نرجس در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 5:9 بعد از ظهر  
 آرمیتا جون
آرمیتا مردای در 17 مهر ماه 1379 در تهران به دنیا آمد، وی ابتدا در تیزرهای نلویزیونی در سال 82 شروع به کار

کرد، بعد از بازی در بیش از 40 تیزر تلویزیونی توسط یکی از عوامل تیزر ساز به یک پروژه سینمایی در سال 82

به نام زن زیادی معرفی شد، کارگردان این کار خانم تهمینه میلانی بود ، با آنکه 3 سال بیشتر نداشت نقش

یک بچه 5 ساله را بازی کرد.بعد از آن کار در فیلم آکواریوم به کارگردانی ایرج قادری که فیلبرداری آن در ترکیه بود

شروع به کار کرد، بعد ازاین دو پروژه سینمایی مجله های زیادی از عکس آرمیتا به عنوان عکس روی جلد

استفاده کردند و فروش چشمگیری داشتند.


در سال 83 در یک سریال به کارگردانی احمد زاکری به نام بوی زندگی ایفای نقش کرد. در تیر ماه 84 (خانه

دل) تله فیلم به کارگردانی جهانگیر جهانگیری بازی کرد. در شهریور 84 در سریال عشق را خط نزن نقش

دختری که ناراحتی قلبی داشت و قلب او با یک باتری کار می کرد را به کارگردانی عباس رنجبر بازی کرد.


مهر 84 چند کلیپ برای تلویزیون بازی کرد و چند فیلم کوتاه به نام های عروسک و....

در دی 85 در کتابخانه هد هد بازی کرد (به کارگردانی مرضیه برومند). در دی 85 در سریال گل بارون زده به

کارگردانی عباس رنجبر بازی کرد.

در بهمن 85 در سریال مذهبی آئینه ، کاری از گروه معارف و قرآن بازی کرد. در تیر ماه 86 در تله فیلم حضور

نقش روح را بازی کرد که از مشکل ترین نقش های وی بود و این فیلم جایزه بهترین کارگردانی و بازیگر خردسا

ل را گرفت. در تله فیلم رز سرخ که نقش دختر فاطمه گودرزی را داشت.


سریال سایه یکی دیگر از کارهای آرمیتا است که در 25 قسمت ساخته شد و در تمامی قسمت ها آرمیتا

حضور داشت. در تله فیلم زخم کهنه نقش یک دختر در مدرسه که توسط معلمش مورد اذیت و آزار قرار

می گرفت را بازی کرد. در شهریور 86 فیلم سینمائی مانا که نقش یک بچه ای که در مدرسه بود ایدز داشت

و همه او را در مدرسه کم محلی می کردند و از او فرار می کردند، در این فیلم آرمیتا کاندیدای بهترین بازیگر

کودک در بین کودکان 9-14 سال قرار گرفت و در جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان همدان و

یونیسف در صورتی که فقط 6 سال داشت از او تشکر کردند و لوح تقدیر به وی اعطا کردند. آبان 86 در یک فیلم

سینمائی به نام یک وجب از آسمان نقش متفاوتی بازی کرد و نقش یک دختر فال فروش را بازی کرد.


آذر 86 سیروس مقدم تله فیلمی ساخت که از آرمیتا دعوت به کار کرد به نام نبلوفر کبود.

آذر 86 در تله فیلم رویا به کارگردانی صادق کرمیار بازی کرد.


آبان 86 تله فیلم اکباتان به کارگردانی سعید اسدی که به علت بازی خوب او سکانسهای حضور آرمیتا را زیاد

کردند.

بهمن 86 دعوت به یک پروژه سینمائی تاکی نارنجی به کارگردانی ابراهیم وحید زاده که با آزیتا حاجیان و حسن

پور شیرازی و سیروس ابراهیم زاده بودند هم بازی شد و فیلبرداری این پروژه 2 ماه در کیش به طول انجامید.


تیر ماه 87 در تله فیلم در تله فیلم شعری که زندگی است با حدیث فولادوند و امید زندگانی هم بازی شد و هم

اکنون دعوت به کار در سریال خانم پوران درخشنده شده است.


الهام زمانی مادر آرمیتا مردای برنامه ریز تمام کرهای اوست . وی کارشناس ارشد مهندسی منابع طبیعی -

گرایش شیلات می باشد.

پدر آرمیتا مردای کارشناس مدیریت است. 

آرمیتا قصد دارد تا تحصیلات خود را در رشته دندانپزشکی ادامه دهد و تمام تلاش او در عرصه بازیگری گرفتن

جایزه اسکار و بازی در فیلم های هالیوودی است.


الان  در کلاس چهارم هست و کلاس دوم را در تابستون جهشی خونده


                           آرمیتا جون تولدت مبارک    


                           



                          

                    


                                                 تولدت مبارک        



                            تا واسه آرمیتا جون کادو نیارین خبری از کیک نیست

                     

 

     بچه ها بفرمایید نوشیدنی

 

حالا بفرمایید کیک

                                         

 

حالا نوبت کادوی منه هوراااااااااااااا

 

امیدوارم خوش گذشته باشه

 

 

|+| نوشته شده توسط نرجس در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 4:29 بعد از ظهر  
 ماه رمضان
سلام  ماه مبارک رمضان بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد

رمضان

 

التماس دعا از همه ی روز داران

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نرجس در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 11:7 قبل از ظهر  
 نمایشگاه
سلام به همه ی بچه های خوب مرودشتی

 

بچه ها ما با دوستامون توی شهر یه نمایشگاه به پا کردیم خوش حال میشم در

 

خدمتتون باشیم بچه های شیراز هم میتونن بیان چون آدرسش سر راسه

 

آدرس: مرودشت خیابان انقلاب بالا تر از داروخانه سینا  نمایشگاه

 

از طلوع تا طلوع

 

نمایشگاه

 

خدایا

من گریخته ام به سوی تو اینک و در میان دستهای تو ام

بار الها

تو میدانی که من چگونه زبان خواهم گشود و از تو چه خواهم خواست  

تو میدانی که من برای سرانجام و عاقبتم دل به کجا بسته ام

خدای من

اگر تو محرومم کنی چه کسی روزیم دهد

و اگر تو خوارم کنی چه کسی به یاریم برخیزد

خدای من

چشم دلم را آنچنان به نور جمالت روشنی بخش که نفوذ چشم دل از پرده های نور نیز بگذرد

و به معدن عظمت لایزال تو دست یابد

(برگرفته از مناجات شعبانیه)

 

منتظرما حتما بیاید خیلی قشنگه

 

(منم اجرا دارم)

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نرجس در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت 2:9 بعد از ظهر  
 شهادت

 

ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) ونهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء(محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد.

 

 

 

فرزندان امام:

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف به معصومه سلام الله علیها  است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.

 

 

 

  تأثير علمي آن بزرگوار:

امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت. 

 

 

سخنان برگزيده :

* امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

* امام كاظم ‏عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

شخصی از حضرت امام صادق (علیه السلام) پرسید: چقدر فرزندتان موسی (علیه السلام) را دوست دارید؟ حضرت فرمودند: «دوست داشتم غیر از او فرزند دیگری نداشتم، تا هیچ کس، در علاقه ام به او شریک نمی شد.»(1)

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نرجس در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 و ساعت 2:55 بعد از ظهر  
  *0.♥.0حدیث *0.♥.0
 

 

 

                                    امان من النار

در بهشت  سه درجه و در دوزخ نیز سه مرتبه است بالاترین درجات بهشت از آن کسی است که ما را در دل دوست داشته باشد و با دست و زبانش ما را یاری کند.

در درجه دوم کسی قرار دارد که مارا در دل دوست میدارد و فقط با زبانش ما را یاری می کند.

درجه سوم اختصاص به کسی دارد که ما را در دل دوست میداردو پایین ترین مرتبه دوزخ برای کسی است که در دل با ما دشمن است و با دست و زبا نش به زیان ما کمک میکند

در دومین مرتبه دوزخ کسی قرار دارد که در دل دشمن ماست و با زبان خود بر ضرر ما کمک می کند.

مرتبه سوم دوزخ اختصاص به کسی دارد که در دل با ما دشمنی می کند.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط نرجس در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 و ساعت 2:48 بعد از ظهر  
 دعا

اَللّهُمَّ

كُنْ لِوَلِيِّكَ

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ

صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ

 في هذِهِ السّاعَه وَفي كُلِّ ساعة

وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً

وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ

 طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها

طَويلا

یا مهدی

 

الهی ، زهی خداوند پاک که بنده گناه کند و تو را شرم ، کرم بود .

الهی ،تو دوست میداری که من تو را دوست دارم با انکه بی نیازی ازمن . پس من چگونه دوست ندارم که تو مرا  دوست داری  با این همه احتیاج که به تو دارم .

الهی ،من غریبم و ذکر تو غریب و من با ذکر تو الف گرفته ام ،زیرا که غریب با غریب الف گیرد .

 

|+| نوشته شده توسط نرجس در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388 و ساعت 9:21 قبل از ظهر  
 .•* *•. .•سلام .•* *•. .•
سلام


قلندران مست بي پروا سراغ آن مي ناب مي گيرند


ستارگان بي فروغ همدردي خبر ز کوچ آفتاب مي گيرند


شبانگهان که شهر عشق را مي جويند


نواي يا مهدي از دل خراب مي گيرند






التماس دعا

|+| نوشته شده توسط نرجس در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 7:18 بعد از ظهر  
 شهادت امام رضا (ع)
 

 

اى روشناى آب

اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!

من تو را بیدار مى دانم.

زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،

از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.

گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،

رفته اى در ژرفناى خواب،

لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!

من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.

اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!

ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،

آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ

من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.

من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)

زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،

خواه پیدا، خواه پوشیده،

در نهان تر پرده اسرار مى دانم.

با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،

اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!

مهربان خورشید تابنده!

این غمین همشهرى پیرت،

این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،

با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،

وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.

جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!

این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،

یا على موسى الرضا! دریاب.

چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،

یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.

یا على موسى الرضا! دریاب.

 

 

|+| نوشته شده توسط نرجس در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 10:7 قبل از ظهر  

Http://TipTopBlog.Blogfa.com

http://www.tiptopblog.blogfa.com

بروي اين ساعت كليد كنيد

JavaScript Codes